پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۲

چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما

حضور قلب نمازست در شریعت ما

ازان ز دامن مقصود کوته افتاده است

که پیش خلق درازست دست حاجت ما

نکرده ایم چو شبنم بساطی از گل پهن

چو غنچه بر سر زانوست خواب راحت ما

چو عنکبوت، مگس را نمی کنیم قدید

هماشکار بود جذبه قناعت ما

نهال خوش ثمر رهگذار طفلانیم

که برگریز بود موسم فراغت ما

اگر در آتش سوزان هزار غوطه خورد

صدا بلند نسازد سپند غیرت ما

تلاش گوشه عزلت ز تنگ خلقی هاست

وگرنه بهر خدا نیست کنج عزلت ما

که سرو قد ترا راه می تواند زد؟

ز جلوه تو شود نقد اگر قیامت ما

چراغ رهگذریم اوفتاده در ره باد

که تا به سایه دستی کند حمایت ما؟

ازان به دامن صحرا شکسته ایم قدم

که عالمی شود آسوده از ملامت ما

درین حدیقه گل، صائب از مروت نیست

که غنچه ماند در جیب، دست رغبت ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۴به هر ترنمی از جای می رود دل ما
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۵شدیم پیر و نشد تر دو چشم بی نم ما
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۶چراغ راه ندارد به بزم روشن ما
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۷ز خون شکفته شود چون شراب شیشه ما
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۸ز عمر باج ستاند می دو ساله ما
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۹حدیث خام مجویید در رساله ما
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۰ز نوبهار شود چون شکفته لاله ما؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۱ز هم نمی گسلد عیش جاودانه ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.