پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۱

ازان دو سلسله عنبرین گره بگشا

ز کار شهپر روح الامین گره بگشا

میان اگر نکنی باز، اختیار از توست

به حق خنده گل کز جبین گره بگشا!

گرهگشای کریمان، کف سؤال بود

ز کار خرمنم ای خوشه چین گره بگشا

گره به هستی موهوم چون حباب مزن

بگیر ناخنی از موج و این گره بگشا

کلید قفل تو در اندرون خانه توست

به زور همت خود از جبین گره بگشا

چو شمع بر سر این نیم جان چه می لرزی؟

ز رشته نفس واپسین گره بگشا

صریر خامه صائب دلی گرفته نهشت

اگر تو عقده گشایی، چنین گره بگشا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۳رسیده است به آفاق صیت دولت ما
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۴به هر ترنمی از جای می رود دل ما
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۵شدیم پیر و نشد تر دو چشم بی نم ما
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۶چراغ راه ندارد به بزم روشن ما
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۷ز خون شکفته شود چون شراب شیشه ما
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۸ز عمر باج ستاند می دو ساله ما
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۹حدیث خام مجویید در رساله ما
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۰ز نوبهار شود چون شکفته لاله ما؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.