پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۶

چراغ راه ندارد به بزم روشن ما

ز ماهتاب گل افتد به چشم روزن ما

به شوربختی ما نیست چشمه زمزم

چو کعبه بخت سیه، جامه ای است بر تن ما

چگونه عذر توانیم خواست از صیاد؟

قفس شده است چو ماتم سرا ز شیون ما

نشسته بر تن ما لاغری چو نقش حصیر

شکستگی نرود از قلمرو تن ما

نمی رویم چو ماهی به چشمه سار زره

چو تیغ، جوهر ذاتی بس است جوشن ما

ز خاکدان تعلق گرفته ایم هوا

غبار دست ندارد به طرف دامن ما

ز بس که برق حوادث گذشته است بر او

به چشم مور کند کار سرمه خرمن ما

تپانچه کاری باد خزان اگر این است

تذرو رنگ چو عنقا شود به گلشن ما

ز فیض این غزل تازه رو، دگر صائب

به آفتاب زند خنده طبع روشن ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۸ز عمر باج ستاند می دو ساله ما
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۹حدیث خام مجویید در رساله ما
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۰ز نوبهار شود چون شکفته لاله ما؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۱ز هم نمی گسلد عیش جاودانه ما
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۲رسیده است به معراج اوج پستی ما
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۳شکست رنگ می از ترک میگساری ما
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۴رسید صبر به فریاد بینوایی ما
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۵هزار حیف که گل کرد بینوایی ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.