پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۸

دوام نیست چو ایام گل جوانی را

شتاب خنده برق است شادمانی را

مکن به لهو و لعب صرف، نوجوانی را

به خاک شوره مریز آب زندگانی را

به کلفتی که ز دوران رسد گرفته مباش

که گردباد سبک می برد گرانی را

به پایداری غم نیست روزگار نشاط

شتاب خنده برق است شادمانی را

توان ز آینه جبهه سکندر دید

سیاه کاسگی آب زندگانی را

اگر چه قامت خم کرد طاق نسیانم

چنان نشد که فرامش کنم جوانی را

قرار در تن خاکی مجو ز جان صائب

حضور، پا بر رکاب است کاروانی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۰اگر به لاله شوی هم پیاله در صحرا
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۱ازان دو سلسله عنبرین گره بگشا
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۲چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۳رسیده است به آفاق صیت دولت ما
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۴به هر ترنمی از جای می رود دل ما
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۵شدیم پیر و نشد تر دو چشم بی نم ما
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۶چراغ راه ندارد به بزم روشن ما
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۷ز خون شکفته شود چون شراب شیشه ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.