پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۷

رساند ابر به جایی گهرفشانی را

که برد کوه غم از سینه ها گرانی را

درین دو هفته که در آتش است نعل بهار

مده چو لاله ز کف جام ارغوانی را

مدار دست ز تعمیر دل درین موسم

که ریخت لاله و گل رنگ شادمانی را

زمین چو خضر اگر سبزپوش شد چه عجب

که کرد ابر سبیل آب زندگانی را

زنار و پود رگ ابر و رشته باران

بساط عیش شد آماده کامرانی را

یکی است آمدن و رفتن سبکروحان

عزیزدار ریاحین بوستانی را

بهار از گل و لاله است بر جناح سفر

مده ز دست رکاب سبک عنانی را

چو نیست یک دو نفس بیش زندگی چون صبح

به خوشدلی گذرانید زندگانی را

مرا به عالم بالا دلیل شد چون خضر

چه فیضهاست زمین های آسمانی را

نشاط فصل بهار اینقدر نمی باشد

ز سر گرفت همانا جهان جوانی را

ترا که پای طلب نیست همچو سنگ نشان

نگاه دار سر راه کاروانی را

بود همیشه جوان صائب آن که دریابد

زمان دولت عباس شاه ثانی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۹به کوی عشق مبر زاهد ریایی را
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۰اگر به لاله شوی هم پیاله در صحرا
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۱ازان دو سلسله عنبرین گره بگشا
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۲چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۳رسیده است به آفاق صیت دولت ما
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۴به هر ترنمی از جای می رود دل ما
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۵شدیم پیر و نشد تر دو چشم بی نم ما
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۶چراغ راه ندارد به بزم روشن ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.