پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۴

بس است تیغ تغافل من بلاجو را

مکن به خون من آلوده تیغ ابرو را

کجاست جاذبه طالع سلیمانی؟

که آورد به سرای من آن پریرو را

چو داغ لاله به خون کعبه غوطه زد آن روز

که غمزه تو کمر بست تیغ ابرو را

کناره کردن مجنون ز خلق، تعلیمی است

که می توان به نگه رام کرد آهو را

کسی سرآمد گلزار غنچه خسبان است

که بشکند سرش از بار درد، زانو را

نهال قامت چابک سوار من تیری است

که هست خانه زین، خانه کمان او را

ملایمت سپر و جوشن ضعیفان است

ز زخم تیغ خطر نیست خامه مو را

اگر نه رتبه نظم است، از چه رو صائب

مقام بر سر چشم است بیت ابرو را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۶ز حرف سرد چه پروا روان سوخته را؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۷رساند ابر به جایی گهرفشانی را
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۸دوام نیست چو ایام گل جوانی را
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۹به کوی عشق مبر زاهد ریایی را
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۰اگر به لاله شوی هم پیاله در صحرا
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۱ازان دو سلسله عنبرین گره بگشا
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۲چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۳رسیده است به آفاق صیت دولت ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.