پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۴۹

چند سرگردان درین دریای بی لنگر شدن؟

چون حباب از پرده ای در پرده دیگر شدن

لامکانی شو، ز دار و گیر چرخ آسوده شو

تا به کی چون عود خواهی خرج این مجمر شدن؟

از بصیرت نیست در دامان ابر آویختن

قطره را تا هست ممکن در صدف گوهر شدن

گر نریزی آبروی خویش پیش هر خسیس

در همین جا می توان سیراب از کوثر شدن

پیرو از زخم زبان اعتراض آسوده است

شمع در هر گام سر می بازد از رهبر شدن

از کشاکش نیست فارغ نخل تا دارد ثمر

ایمن است از سنگ طفلان بید از بی بر شدن

نیست مفلس را ز قرب اغنیا جز پیچ و تاب

رشته از گوهر ندارد بهره جز لاغر شدن

ابر عالمگیر غفران گر نگردد پرده پوش

سخت رسوایی است در هنگامه محشر شدن

خودنمایی مانع است از چشمه حیوان ترا

چند چون آیینه سد راه اسکندر شدن؟

زندگانی بر مراد اهل عالم مشکل است

دردسر بسیار دارد صاحب افسر شدن

نیست صائب صید فرقه را دعای جوشنی

در کمینگاه حوادث، بهتر از لاغر شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۵۱عمر اگر باشد ز قید تن رها خواهم شدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۵۲با هوسناکان چنین گر آشنا خواهی شدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۵۳زندگی بخشا! روان چند کس خواهی شدن؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۵۴چند با من سرکش ای سرو روان خواهی شدن؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۵۵بی کشش نتوان برون از قید دنیا آمدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۵۶غنچه سان مهر خموشی بر لب گفتار زن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۵۷آب را بر باد ده، در چشم آتش خاک زن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۵۸از خموشی مشت خاک بر دهان قال زن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.