پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۴۷

از سرانجام سفر غافل نمی باید شدن

دل نهاد عمر مستعجل نمی باید شدن

در طریق شوق می باید گذشت از برق و باد

همسفر با مردم کاهل نمی باید شدن

عرض ره بر طول افزودن طریق عقل نیست

همچو مستان هر طرف مایل نمی باید شدن

تا به دریا می توان دست و بغل رفتن چو موج

خشک بر یک جای چون ساحل نمی باید شدن

کشتی نوح است صاحبدل درین دریای خون

در شکست هیچ صاحبدل نمی باید شدن

ناخنی تا هست در کف آه درد آلود را

دلگران از عقده مشکل نمی باید شدن

گوهری جز عقده دل نیست در بحر سراب

طالب دنیای بی حاصل نمی باید شدن

در نگارستان وحدت هر غباری محملی است

همچو مجنون محو یک محمل نمی باید شدن

نیست غیر از خوردن دل روزی ماه تمام

مرد دل خوردن نه ای، کامل نمی باید شدن

دعوی آزادگی بر طاق می باید گذاشت

چون صنوبر زیر بار دل نمی باید شدن

نشأه این باده مغز هوشمندی می خورد

از شراب عجب لایعقل نمی باید شدن

شکر خودکامی به ناکامان مدارا کردن است

غافل از ناکامی سایل نمی باید شدن

شمع را هنگامه آرایی به کشتن داده است

گرم در آرایش محفل نمی باید شدن

حسن معنی لیلی و الفاظ رنگین محمل است

پیش لیلی واله محمل نمی باید شدن

ملک دل را یاد مردم لشکر بیگانه است

صائب از یاد خدا غافل نمی باید شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۴۹چند سرگردان درین دریای بی لنگر شدن؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۵۰گر تو ای سرو روان خواهی هم آغوشم شدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۵۱عمر اگر باشد ز قید تن رها خواهم شدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۵۲با هوسناکان چنین گر آشنا خواهی شدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۵۳زندگی بخشا! روان چند کس خواهی شدن؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۵۴چند با من سرکش ای سرو روان خواهی شدن؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۵۵بی کشش نتوان برون از قید دنیا آمدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۵۶غنچه سان مهر خموشی بر لب گفتار زن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.