پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۴۴

در حضور بلبلان خاموش می باید شدن

همچو شاخ گل سراپا گوش می باید شدن

تا به اندک فرصتی گنجینه گوهر شوی

چون صدف در بحر هستی گوش می باید شدن

گر زبان آتشین چون شمع داری در دهن

پیش صبح خوش نفس خاموش می باید شدن

می کند کار نمک در باده اظهار شعور

چون به مستان می رسی بیهوش می باید شدن

مهر خاموشی به لب زن چون نداری معرفت

بر سر خوان تهی سرپوش می باید شدن

چشم اگر داری که خواب سیر در منزل کنی

زیر هر بار گرانی دوش می باید شدن

در بهار نوجوانی عشق ورزیدن خوش است

آتشی تا هست صرف جوش می باید شدن

گرچه نتوان گرد آن ماه تمام از شرم گشت

هاله آسا جمله تن آغوش می باید شدن

جاده های نیش صائب منتهی گردد به نوش

در جهان قانع به نیش از نوش می باید شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۴۶مرد غوغا نیستی سرور نمی باید شدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۴۷از سرانجام سفر غافل نمی باید شدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۴۸چون توان قانع به پیغام از لب دلبر شدن؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۴۹چند سرگردان درین دریای بی لنگر شدن؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۵۰گر تو ای سرو روان خواهی هم آغوشم شدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۵۱عمر اگر باشد ز قید تن رها خواهم شدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۵۲با هوسناکان چنین گر آشنا خواهی شدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۵۳زندگی بخشا! روان چند کس خواهی شدن؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.