پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۵۱

اگر به روی تو بار دگر نظاره کنم

چو صبح زندگی خویش را دوباره کنم

مرا به سوی تو بال و پر دگر گردد

ز اشتیاق تو هر جامه ای که پاره کنم

مرا نگاه تو کرده است آنچنان وحشی

که از خیال تو دلهای شب کناره کنم

به اشک تلخ بشویم ز چشم انجم خواب

به آه گرم رخ ماه پرستاره کنم

مرا که نیست بجا دست و دل، چه افتاده است

گره به کار خود افزون ز استخاره کنم

نماند در نظر از جوش اشک جای نگاه

مگر ز رخنه دل یار را نظاره کنم

اگر به قطره فتد راه دقت نظرم

تهیه سفر بحر بیکناره کنم

من آن لطیف مزاجم که گربه سایه تاک

فتد گذار مرا، مستی گذاره کنم

درین محیط اگر تخته ای به دست افتد

غلط ز طفل مزاجی به گاهواره کنم

تمام عمر دل خویش می خورم صائب

که یار را به چه افسون شرابخواره کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۵۳ز خط طراوت رخسار یار می بینم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۵۴چو عکس چهره خود در پیاله می بینم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۵۵به سرمگی سوی آن خاک پا نمی بینم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۵۶اثر ز غنچه درین گلستان نمی‌بینم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۵۷کجاست جذبه عشقی که بر کنار روم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۵۸من آن نیم که به گلشن به اختیار روم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۵۹به هر که باده دهد یار، من خراب شوم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۶۰چراغ طور نسوزد اگر کلیم شوم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.