پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۵۰

دلم ز پاسِ نفس تار می‌شود، چه کنم

وگر نفس کشم افگار می‌شود، چه کنم

اگر ز دل نکشم یک‌دم آهِ آتش‌بار

جهان به دیدهٔ من تار می‌شود، چه کنم

چو ابر منعِ من از گریه دور از انصاف است

دلم ز گریه سبک‌بار می‌شود، چه کنم

به‌دردساختنِ من ز بی‌علاجی نیست

دمِ مسیح به من بار می‌شود، چه کنم

ز حرفِ حق لب از آن بسته‌ام که چون منصور

حدیثِ راست مرا دار می‌شود، چه کنم

اگر ز دل سخنِ راست بر زبان آرم

پیِ گزیدنِ من مار می‌شود، چه کنم

ز دوستان گلهٔ من ز تنگ‌ظرفی نیست

ز درد حوصله سرشار می‌شود، چه کنم

نخوانده بوی گل آید اگر به خلوتِ من

ز نازکی به دلم بار می‌شود، چه کنم

بر آبگینهٔ من بار نیست خاکستر

ز روشنی دلِ من تار می‌شود، چه کنم

توان به دست‌ودل از روی یار گل چیدن

مرا که دست‌و‌دل از کار می‌شود، چه کنم

گرفتم این که حیا رخصتِ تماشا دارد

نگاه پردهٔ دیدار می‌شود، چه کنم

درین حدیقه به غفلت نفس کشد هر کس

دلِ چو آینه‌ام تار می‌شود، چه کنم

نفس‌درازیِ من نیست صائب از غفلت

دلم گشوده ز گفتار می‌شود، چه کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۵۲صفای روی ترا از نقاب می‌بینم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۵۳ز خط طراوت رخسار یار می بینم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۵۴چو عکس چهره خود در پیاله می بینم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۵۵به سرمگی سوی آن خاک پا نمی بینم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۵۶اثر ز غنچه درین گلستان نمی‌بینم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۵۷کجاست جذبه عشقی که بر کنار روم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۵۸من آن نیم که به گلشن به اختیار روم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۵۹به هر که باده دهد یار، من خراب شوم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.