پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۴۴

اگر چه با گل دمساز می شود شبنم

چو صبح شد به فلک بار می شود شبنم

درین حدیقه زنگار گون نمی ماند

به وصل مهر سرافراز می شود شبنم

اگر ز دامن گل تکیه گاه سازندش

چو بوی گل به هوا باز می شود شبنم

درون دیده خورشید جای خود دیده است

که زود خانه برانداز می شود شبنم

صفای دل به کف آور کز این ره روشن

سبک به عالم آغاز می شود شبنم

ز جمع کردن دامن بود ز هر خس و خار

که بر فلک به یک انداز می شود شبنم

سحر به سیر چمن رو که چون هوا شد گرم

نهفته چون گهر راز می شود شبنم

ز پرده خیرگی عشق چون برون آید

به آفتاب نظرباز می شود شبنم

چه پابه دامن غفلت کشیده ای صائب

قرین مهر به پرواز می شود شبنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۴۶چگونه توبه ز می موسوم بهار کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۴۷چه دست در خم آن زلف دلنواز کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۴۸بر آن سرم که وطن در دیار خویش کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۴۹چگونه پیش رخ نازک تو آه کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۵۰دلم ز پاسِ نفس تار می‌شود، چه کنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۵۱اگر به روی تو بار دگر نظاره کنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۵۲صفای روی ترا از نقاب می‌بینم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۵۳ز خط طراوت رخسار یار می بینم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.