پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۸۷

نوبهارست بیا روی به میخانه کنیم

مغز را از می گلرنگ پریخانه کنیم

بوسه را گرد لب جام به دور اندازیم

جگر سوخته خال لب پیمانه کنیم

شیوه خانه بدوشی به سبو بگذاریم

پای محکم چو خم باده به میخانه کنیم

قصر گردون پی آسایش ما ساخته اند

چند در زیر زمین مور صفت خانه کنیم

خانه پست نفس را به گلو می شکند

به چه دل زیر فلک نعره مستانه کنیم

ادب شمع به بال و پر ما مقراض است

ما نه آنیم که اندیشه ز پروانه کنیم

بحر ته جرعه بر خاک ره افشانده ماست

ما به این ظرف چه با شیشه و پیمانه کنیم

تاک در معذرت مستی ما می گرید

چه ضرورست که ما گریه مستانه کنیم

صائب آن دست که پیمانه گران بود بر او

ما چسان مزرعه سبحه صد دانه کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۸۹ما نه زان بیخبرانیم که هشیار شویم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۹۰مختلف چند ازین پرده نیرنگ شویم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۹۱آنقدر عقل نداریم که فرزانه شویم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۹۲چه خیال است که دیوانه و شیدا نشویم؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۹۳گذشت عمر سبکرو به خورد و خواب تمام
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۹۴به حرف پوچ مرا عمر شد تباه تمام
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۹۵به حرف و صوت ز بوس و کنار ساخته ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۹۶چه غوطه ها که درین بحر پر خطر زده ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.