پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۲

حسن اگر جلوه دهد بر سر بازار ترا

مصر زندان شود از جوش خریدار ترا

بوی گل می برد از کار تماشایی را

حاجتی نیست به خار سر دیوار ترا

چشمه در فصل بهاران ننشیند از جوش

بوسه می ریزد ازان لعل گهربار ترا

سرو بالای تو از عشق علم شد در کفر

قمری از طوق، کمر بست به زنار ترا

این چه ظلم است که من خون خورم و تیغ کند

به زبان پاک، خط از صفحه رخسار ترا

در دل گلشن فردوس خزان را ره نیست

چون به خاطر گذرد صائب افگار ترا؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۴طالعی کو، که کشم مست در آغوش ترا؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۵نه به چشم و دل تنها نگرانیم ترا
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۶باغبان در نگشوده است گلستان ترا
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۷گر نبینیم به خلوت رخ چون ماه ترا
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۸نمک خال بود داغ تمنای ترا
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۹گل ازان زود به بازار رساند خود را
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۰هر که چون شیشه به پیمانه رساند خود را
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۱در سفر زود خجالت کشد از دعوی خویش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.