پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۸

دست شستن ز بقا آب حیات است ترا

خط کشیدن به جهان خط نجات است ترا

برگ از خویش بیفشان، ز ثمر دست بشوی

ای که چون بید تمنای نبات است ترا

در جوانی به طواف حرم کعبه شدن

شحنه باقی ایام حیات است ترا

گرچه از خوشه پروین گذرد خرمن تو

همچنان از دگران چشم زکات است ترا

تا به منزل نرسی، بر تو نگردد روشن

برکت ها که نهان در حرکات است ترا

لنگر از قافله ریگ روان می جویی

ای که از زندگی امید ثبات است ترا

از ره یک جهتی روی مگردان صائب

اگر امید رهایی ز جهات است ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۰خون ما گر سبب چهره آل است ترا
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۱ای که از عالم معنی خبری نیست ترا
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۲حسن اگر جلوه دهد بر سر بازار ترا
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۳کیست گردن ننهد دام جهانگیر ترا؟
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۴طالعی کو، که کشم مست در آغوش ترا؟
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۵نه به چشم و دل تنها نگرانیم ترا
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۶باغبان در نگشوده است گلستان ترا
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۷گر نبینیم به خلوت رخ چون ماه ترا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.