پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۷۸

تخم مهری گر به دلها می فشاند روزگار

دانه از بهر درودن می دماند روزگار

برد چون خورشید هرکس رابه اوج اعتبار

بر زمین چون سایه آخر می کشاند روزگار

از سگ دیوانه نتوان آشنایی چشم داشت

زخم دندانی به هرکس می رساند روزگار

تا دل مغرور من جایی نمی گیرد قرار

گر به سهو از چهره ام گردن فشاند روزگار

از تو باشد گر همه روی زمین، از خودمدان

کانچه داد امروز، فردا می ستاند روزگار

می کند استاده دار عبرتی هم بردرش

هر که رابر کرسی زر می نشاند روزگار

با کمال بی حیایی، همچو شرم آلودگان

می دهد رنگی و رنگی می ستاند روزگار

دستگیری می کند بهر فکندن خلق را

نخل از بهر بریدن می نشاند روزگار

صائب لب تشنه راعمری است چون موج سراب

بر امید آب هر سو می دواند روزگار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۸۰تا تو ای سرو روان از باغ بیرون رفته ای
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۸۱از فروغ لاله آتش زیر پاداردبهار
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۸۲از فروغ لاله آتش زیر پا دارد بهار
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۸۳از دل پرخون بلبل کی خبر دارد بهار؟
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۸۴از خرام ناز منت بر زمین دارد بهار
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۸۵سنبل او می خرامد دست بر دوش بهار
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۸۶کوه سنگین را سبک جولان کند جام بهار
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۸۷بوی گل می آیداز چاک گریبان بهار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.