پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۷۹

می شود رنگین تر آن لعل سخنگودر خمار

می توان گل چید از خمیازه او در خمار

خواهد افتادن ز چشمش مستی دنباله دار

گر ببیند چشم او را چشم آهو در خمار

در سرمستی چه خواهد کرد با نظارگی

تیر مژگانی که می گردد ترازو در خمار

ابر چون بی آب شد بر قلب دریامی زند

می شود خونخوارتر آن چشم جادو در خمار

می توان کردن در آتش سیر گلزار خلیل

ز انقلاب رنگ بر رخساره او در خمار

بی شراب لاله رنگ از عیش تلخ من مپرس

برتنم انگشت زنهاری است هرمو در خمار

سرو با آن تازه رویی، می کند در دیده ام

جلوه مینای خالی بر لب جو در خمار

بر دلم بار دو عالم نیست در مستی گران

بردماغ من گرانی می کند بو در خمار

باز می ریزد می خونگرم رنگ آشتی

با حریفان می کنم هر چند یکرو در خمار

گر به پهلو دیگران رفتند راه کعبه را

من ره میخانه را رفتم به پهلو درخمار

در سر مستی بود ابروی ماه عید تیغ

برسرم شمشیر خونریزست ابرو درخمار

جلوه زهر هلاهل می کند در آب تیغ

سبزه سیراب بر طرف لب جو در خمار

در تلافی کاسه زانو شود جام جمش

هر که یک چندی گذاردسربه زانو در خمار

جام چون خالی شد ازمی ،خشک می آید به چشم

می چکد صائب می ازلعل لب او در خمار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۸۱از فروغ لاله آتش زیر پاداردبهار
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۸۲از فروغ لاله آتش زیر پا دارد بهار
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۸۳از دل پرخون بلبل کی خبر دارد بهار؟
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۸۴از خرام ناز منت بر زمین دارد بهار
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۸۵سنبل او می خرامد دست بر دوش بهار
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۸۶کوه سنگین را سبک جولان کند جام بهار
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۸۷بوی گل می آیداز چاک گریبان بهار
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۸۸خاک راجان کرد درتن ابر احسان بهار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.