پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۸۱

از فروغ لاله آتش زیر پاداردبهار

چون گل رعنا خزان رادر قفا دارد بهار

باکمال آشنایی می رمد بیگانه وار

گوییا بویی ازان نا آشنادارد بهار

گوش گل از شبنم غفلت گران گردیده است

ورنه در هر پرده ای چندین نوادارد بهار

گرچه گوهر می فشاند در کنار خار و خس

جبهه ای دایم تر از شرم سخا دارد بهار

سبحه دور افکن درین موسم، که سنگ تفرقه است

جام پیش آور که چشم رونمادارد بهار

خاکیان را از شکر خواب عدم بیدار کرد

سرخط جان بخشی از صبح جزا دارد بهار

درد و صاف عالم امکان به هم آمیخته است

آبها نا صاف باشد تاصفا دارد بهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۸۳از دل پرخون بلبل کی خبر دارد بهار؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۸۴از خرام ناز منت بر زمین دارد بهار
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۸۵سنبل او می خرامد دست بر دوش بهار
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۸۶کوه سنگین را سبک جولان کند جام بهار
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۸۷بوی گل می آیداز چاک گریبان بهار
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۸۸خاک راجان کرد درتن ابر احسان بهار
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۸۹نیست بی می باغ رانوری می روشن بیار
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۹۰دل به آن زلف چلیپا می کشد بی اختیار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.