پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۸۷

بوی گل می آیداز چاک گریبان بهار

تا ز تیغ کیست این زخم نمایان بهار

می توان دانست داغ آتشین رخساره ای است

زآتشی کز لاله افتاده است در جان بهار

بهر ایمان باختن هر شبنم گل چشمکی است

دین کجا ماند بجا در کافرستان بهار

کی برآید بوی گل ازعهده خرج نسیم ؟

زود خواهد رفت هوش مابه جولان بهار

از نسیم اولم چون گل گریبان چاک کرد

تا چه گلها بشکفد دیگر ز احسان بهار

تازه رویان توکل فارغند ازفکر رزق

کی شود خالی زبرگ عیش، دامان بهار؟

در فضای سینه ام پر درپر هم بافته است

آه اشک آلود چون ابر پریشان بهار

هست صائب چشم اشک آلود ابر تلخروی

در حقیقت چشم زخم روی خندان بهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۸۹نیست بی می باغ رانوری می روشن بیار
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۹۰دل به آن زلف چلیپا می کشد بی اختیار
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۹۱گلعذار من برون از پرده بوی خود میار
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۹۲بی دل بیدار، سر از خرقه تن برمیار
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۹۳شد خرابات مغان از توبه ام زیر و زبر
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۹۴ای بر روی تو از آینه گل صافتر
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۹۵ترک من کزپسته اش بی خواست می ریزد شکر
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۹۶بوسه‌ای در کار من کن زان لب همچون شکر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.