پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۸۹

نیست بی می باغ رانوری می روشن بیار

تیره می سوزد چراغ لاله ها روغن بیار

صندلی شد آبها وتوبه درد سر نبرد

وقت امدادست ساقی رطل مردافکن بیار

پیش راه ماکه درظلمات غم سرگشته ایم

لطف کن ساقی چراغ از باده روشن بیار

نقد عیش و شادمانی برسرهم ریخته است

سعی کن چون گل به این بستانسرا دامن بیار

نیست جان کهنه راپروای این جسم خراب

از شراب کهنه جان نو مرادرتن بیار

آنچه باید با خود آورده است حسن نوبهار

همچو شبنم دیده پاکی به این گلشن بیار

عافیت در بیخودی ،آسودگی در نیستی است

تاحیاتی هست رخت خود به این مأمن بیار

نیست غیر از رخنه دل روزنی این خانه را

سیر اگر خواهی سری بیرون ازین روزن بیار

خاطر آزاده می خواهد ره باریک عشق

رشته خود بی گره کن روبه این سوزن بیار

بی دم گرم تو صائب بوستان افسرده است

سینه گرمی به این هنگامه چون گلخن بیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۹۱گلعذار من برون از پرده بوی خود میار
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۹۲بی دل بیدار، سر از خرقه تن برمیار
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۹۳شد خرابات مغان از توبه ام زیر و زبر
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۹۴ای بر روی تو از آینه گل صافتر
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۹۵ترک من کزپسته اش بی خواست می ریزد شکر
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۹۶بوسه‌ای در کار من کن زان لب همچون شکر
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۹۷از فروغ ماه می گردد به آب وتاب ابر
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۹۸حسن از چشم نظربازان شود شاداب تر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.