پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۹۷

از فروغ ماه می گردد به آب وتاب ابر

جلوه شکر کند باشیر، در مهتاب ابر

گر چنین بندد به خشکی کشتی احسان محیط

یکقلم چون کاغذ ابری شود بی آب ابر

در گره بسته است دریا آب خود راچون گهر

خشک می آید برون از بحر چون قلاب ابر

پیش ازین می ریخت ازدستش گهر بی اختیار

درزمان کشت ما شد گوهر نایاب ابر

خازن گوهر ندارد از ترشرویی گزیر

بر سیاهی می زند چون می شود شاداب ابر

می کند دلهای شب در گریه طوفان، دیده ام

می شود گویا به چشمم پرده های خواب ابر

در زمان تنگدستی دل به حق روی آورد

روبه دریا می رود چون می شود بی آب ابر

زیر بارمنت احسان، نمی ماند کریم

وام دریا راکند تسلیم از سیلاب ابر

در کف دست کریمان نیست گوهر راقرار

قطره را از بیقراری می کند سیماب ابر

آبرو صائب نریزد پیش دریا بعد ازین

گر شود از دیده خونبار من سیراب ابر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۹۹می شود در وسمه ابروی بتان خونخوارتر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۰۰از دم تیغ است آن موی کمر خونریزتر
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۰۱هرکه وحشت می کند ز آمیزش ما بیشتر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۰۲ناقص از کامل برد لذت ز دنیا بیشتر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۰۳نیست بیصورت جدال زاهدان با صوفیان
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۰۴دل ز خط بر عارض جانانه لرزد بیشتر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۰۵خار و خس را چرخ گل برسرفشاند بیشتر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۰۶تلخکام ایمن ز چشم شور ماند بیشتر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.