پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۷۳

دل کجا در سینه ویرانه می گیرد قرار؟

کوچه گرد زلف کی درخانه می گیرد قرار؟

غنچه منقار مارابر گریز ناله نیست

عندلیب است آن که بیدردانه می گیرد قرار

جوش سودامغز را چون گل پریشان می کند

مرغ چون بر تارک دیوانه می گیرد قرار؟

جز تو کز غمخانه دل می روی چون برق و باد

سیل گرآید به این ویرانه، می گیرد قرار

داروی بیهوشی عاشق بود هجران یار

صبح چون روشن شود پروانه می گیرد قرار

تادل از خون شدتهی، چشم از پریدن باز ماند

شیشه چون خالی شود پیمانه می گیرد قرار

عرض اهل درد پروانه بیدرد برد

زیر تیغ شمع نامردانه می گیرد قرار

پایتخت بیستون و دامن دشت جنون

عشق اگر خواهد، به این دیوانه می گیرد قرار

آستین در منع اشک ماعبث پیچیده است

طفل بازیگوش کی در خانه می گیرد قرار؟

می کند مژگان صائب قطع الفت از سرشک

تاک اگر از گریه مستانه می گیرد قرار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۷۵خون دل تا هست چشم تر نمی گیرد قرار
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۷۶هر که می داند که برگردد سخن درکوهسار
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۷۷اهل دل رایاری دوران نمی آید به کار
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۷۸تخم مهری گر به دلها می فشاند روزگار
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۷۹می شود رنگین تر آن لعل سخنگودر خمار
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۸۰تا تو ای سرو روان از باغ بیرون رفته ای
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۸۱از فروغ لاله آتش زیر پاداردبهار
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۸۲از فروغ لاله آتش زیر پا دارد بهار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.