پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۹۴

آتش عشق تو چون زبانه برآرد

از دل سنگ آه عاشقانه برآرد

تا به یکی بوسه خوش کند دل عاشق

زان دهن تنگ صد بهانه برآرد

گوشه نشینی براق عالم بالاست

بیضه پر و بال از آشیانه برآرد

هر که فرو برد سر به جیب تأمل

کشتی از این بحر بیکرانه برآرد

روزی برق است خرمنی چو صبحش

حاجت موری به یک دو دانه برآرد

غوطه به خون شفق دهند چو صبحش

هر که نفسهای بیغمانه برآرد

ترک کجی کن که تیرراست چو گردد

گرد به یک حمله از نشانه برآرد

دانه امید را چو خوشه پروین

از دل شب گریه شبانه برآرد

مطرب آتش نوای خامه صائب

از دوجهانت به یک ترانه برآرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۹۶در دل ما بخت سبز بارندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۹۷قد ترا سرواعتدال ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۹۸دولت روشندلی زوال ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۹۹دامن دشت عدم گیاه ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۰۰مستی ما از می شبانه نباشد
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۰۱عشق مقید به خط وخال نگردد
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۰۲غنچه مستور از نقاب برآمد
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۰۳از کمرش کام دل چگونه برآید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.