پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۱۳

مدام چشم تو مست شراب می باید

همیشه خانه ظالم خراب می باید

ازین قلمرو ظلمت گذشتن آسان نیست

دلی به روشنی آفتاب می باید

به خون خویش دل داغدار من تشنه است

کباب سوخته را این شراب می باید

کدام گنج گهر نیست در خرابه دل

درین خرابه همین ماهتاب می باید

لباس عاریتی دور کن که دریا را

کمر ز موج وکلاه از حباب می باید

علاج مرده دلان جسم را گداختن است

زمین سوخته را این سحاب می باید

کم است مستی غفلت ترا که چون طفلان

فسانه ای دگراز بهر خواب می باید

به شیشه نقل کنی تا ازین سفالین خم

هزار جوش ترا چون شراب می باید

ز تازیانه موج است آب زیروزبر

زبان خموش به بزم شراب می باید

چو زلف تا بهم آری دو مصرع موزون

هزار حلقه ترا پیچ وتاب می باید

گدایی در دل می کنی اگر صائب

دل شکسته وچشم پر آب می باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۱۵دو چشم شوخ ترا دیده‌بان نمی‌باید
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۱۶زبان شکوه به خشم زمانه افزاید
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۱۷ز روی نو خط دلدار جان بیاساید
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۱۸دل گرفته کی از لاله زار بگشاید
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۱۹دل از مشاهده لاله زار نگشاید
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۲۰شکسته‌حالی من پیش یار باید دید
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۲۱لطافت رخ ازین بیشتر نمی‌باشد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۲۲چه شد که دامن یار از کفم رها گردید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.