پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۱۲

تردد از دل بی‌آرزو نمی‌آید

چو پای خفته ز من جستجو نمی‌آید

اگر رسد به لبم جان ز تنگدستی‌ها

ز من فروختن آبرو نمی‌آید

نهفته گنجی اگر نیست در خرابه من

چرا سرم به عمارت فرونمی‌آید

چو تنگ‌حوصلگان دور مگذران از خود

که آب رفته در اینجا به جو نمی‌آید

مگر عقیق تو گردد سهیل چهره من

که رنگم از می لعلی به رو نمی‌آید

به خوی نازک آیینه آشنا شده است

دگر ز طوطی من گفتگو نمی‌آید

نهان نگردد صائب چو عشق صادق شد

علاج سینه من از رفو نمی‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۱۴اسیر بند قضا رو گشاده می باید
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۱۵دو چشم شوخ ترا دیده‌بان نمی‌باید
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۱۶زبان شکوه به خشم زمانه افزاید
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۱۷ز روی نو خط دلدار جان بیاساید
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۱۸دل گرفته کی از لاله زار بگشاید
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۱۹دل از مشاهده لاله زار نگشاید
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۲۰شکسته‌حالی من پیش یار باید دید
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۲۱لطافت رخ ازین بیشتر نمی‌باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.