پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۱۰

ز گل محافظت رنگ و بو نمی‌آید

به غیر لطف ز روی نکو نمی‌آید

صفای حسن بتان از دل گداخته است

ز آب آینه این شستشو نمی‌آید

ز جنبش مژه آسوده است قربانی

تردد از دل بی‌آرزو نمی‌آید

شود ز بخیه انجم فزون جراحت صبح

علاج سینه ما از رفو نمی‌آید

به پای خم برسانید مشت خاک مرا

که دستگیری من از سبو نمی‌آید

اگر ز سیل حوادث جهان شود ویران

بنای خانه‌به‌دوشی فرونمی‌آید

مریز آب رخ خود برای نان کاین آب

چو رفت نوبت دیگر به جو نمی‌آید

دل گداخته شوید غبار هستی را

ز چشمه دگر این شستشو نمی‌آید

فغان که شبنم ما همچو نقطه پرگار

برون ز دایره رنگ و بو نمی‌آید

زبان عشق نپیچد به حرف طول امل

به نوک خامه تقدیر مو نمی‌آید

دلی که ره به مقام رضا برد صائب

دگر به هیچ مقامی فرو نمی‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۱۲تردد از دل بی‌آرزو نمی‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۱۳مدام چشم تو مست شراب می باید
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۱۴اسیر بند قضا رو گشاده می باید
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۱۵دو چشم شوخ ترا دیده‌بان نمی‌باید
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۱۶زبان شکوه به خشم زمانه افزاید
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۱۷ز روی نو خط دلدار جان بیاساید
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۱۸دل گرفته کی از لاله زار بگشاید
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۱۹دل از مشاهده لاله زار نگشاید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.