پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۷۳

نیست غیر از دل خود روزی مهمان وجود

بازی نعمت الوان مخور از خوان وجود

گریه تلخ بود چشمه شیرین حیات

آه افسوس بود گرد بیابان وجود

رحم کن بر دل صدپاره، مشو هم نمکش

که بود شور قیامت نمک خوان وجود

زود باشد که کند زهر ندامت سبزش

هرکه لب تر کند از چشمه حیوان وجود

دامن دشت عدم تا به قیامت سبزست

دو سه روزی است برومندی بستان وجود

چه به غیر از دل و چشم نگران با خود برد؟

شبنم ما ز تماشای گلستان وجود

پیش شمعی که شد از آفت هستی آگاه

دهن گاز بود طوق گریبان وجود

پر کاهی است که بر باد بود بنیادش

در بیابان عدم تخت سلیمان وجود

می‌توان یافت به صبح دل بیدار نجات

از خیال عدم و خواب پریشان وجود

نیست جز جوهر شمشیر شهادت صائب

خط آزادی اطفال دبستان وجود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۷۵یاد آن جلوه مستانه کی از دل برود؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۷۶هرکه پوشد نظر از کام به منزل برود
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۷۷دل آگاه به هر شورشی از جا نرود
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۷۸عارف از راه به سجاده تقوی نرود
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۷۹پند ناصح به جنون من افگار افزود
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۸۰رفت در خلوت مینا گل و بلبل آسود
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۸۱جگر تشنه محال است که سیراب شود
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۸۲از ملامت دل روشن گهران شاد شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.