پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۸۰

رفت در خلوت مینا گل و بلبل آسود

بلبل از ناله فرو بست لب و گل آسود

شعله گرمی هنگامه گلزار نشست

غنچه شد شهرت گل، دیده بلبل آسود

دم شمشیر تغافل همه را با من بود

من چو رفتم ز میان، تیغ تغافل آسود

پرتو صبح بناگوش گران بود بر او

چون گل روی تو در سایه سنبل آسود؟

چون به زیر فلک از تفرقه ایمن باشم؟

نتوان فصل بهاران به تو پل آسود

چشم جادو گرش آن روز که آمد به سخن

در دل چه دل جادوگر بابل آسود

توسنی نیست توکل که سکندر بخورد

هرکه بسپرد عنان را به توکل آسود

با چنان شوخی طبعی که به گل خنده زدی

در دل خاک چسان طالب آمل آسود؟

حیرتی دارم ازان شبنم غافل صائب

که به دور رخ او بر ورق گل آسود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۸۲از ملامت دل روشن گهران شاد شود
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۸۳طایری را که به دام تو گرفتار شود
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۸۴گل رخسار تو هرجا که نمودار شود
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۸۵کل به خون غوطه خورد جزو چو افگار شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۸۶چه بهشتی است که دستم کمر یار شود
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۸۷کی بود دل به سر کوی تو سیار شود؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۸۸نیست ممکن دل ازان جان جهان سیر شود
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۸۹شوق را صبر محال است عنانگیر شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.