پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۷۶

هرکه پوشد نظر از کام به منزل برود

دایم آواره بود هرکه پی دل برود

دامن برق کجا، پنجه خاشاک کجا

خار در پای طلبکار تو مشکل برود

چون نفس سوختگان کعبه رود بر اثرش

هرکه در راه طلب بر اثر دل برود

ترک اندیشه بود خضر ره فردروان

چند عمر تو به اندیشه باطل برود؟

دست در دامن توفیق زن از خویش برآی

قوت پای تو حیف است که در گل برود

اگر این است که من یافته ام ذوق طلب

جای رحم است بر آن کس که به منزل برود

زود بر مسند خاکستر خود بنشیند

هرکه بی خواست چو پروانه به محفل برود

هرکه خواهد که به حرفش نگذارند انگشت

چون قلم راه سخن را به انامل برود

زخم در پیرهنش سنبل تر می ریزد

هرکه از هوش ز نظاره قاتل برود

گر سخنهای تو صائب سوی بابل ببرند

سحر از خاطر جادوگر بابل برود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۷۸عارف از راه به سجاده تقوی نرود
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۷۹پند ناصح به جنون من افگار افزود
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۸۰رفت در خلوت مینا گل و بلبل آسود
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۸۱جگر تشنه محال است که سیراب شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۸۲از ملامت دل روشن گهران شاد شود
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۸۳طایری را که به دام تو گرفتار شود
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۸۴گل رخسار تو هرجا که نمودار شود
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۸۵کل به خون غوطه خورد جزو چو افگار شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.