پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۰۵

جمالت دیده ها را مطلع انوار می سازد

دهانت سینه ها را مخزن اسرار می سازد

ندارد صرفه ای معشوق را هشیار گرداندن

وگرنه غنچه را بلبل دل بیدار می سازد

من آن مرغ سحرخیزم ریاض آفرینش را

که فریادم نسیم صبح را بیدار می سازد

مرا بیگانه کرد از دین و ایمان سر و بالایی

که طوق قمریان را بر کمر زنار می سازد

اگرچه نخل بی برگم به عشق امیدها دارم

که آتش خار بی گل را گل بی خار می سازد

شکیبایی زعاشق نیست حسن آشنارو را

به یاد طوطیان آیینه با زنگار می سازد

زجوش گل چنان شد تنگ جا بر نغمه پردازان

که بلبل آشیان در رخنه دیوار می سازد

مکن از تنگ چشمیهای گردون شکوه، ای رهرو

که چشم تنگ سوزن رشته را هموار می سازد

مخور چون گل زغفلت روی دست خنده شادی

که دل را در دو غم می سازد و بسیار می سازد

به حرف عقل پا از وادی مجنون مکش صائب

که این ره پای خواب آلود را بیدار می سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۰۷نمک داغ مرا چون مرهم کافور می‌سازد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۰۸برای رزق من گردون عبث تدبیر می سازد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۰۹دل خام مرا رخسار آتشناک می‌سازد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۱۰غم من عالم بیدرد را غمخواره می سازد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۱۱زشکر خنده لعل او روان را تازه می سازد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۱۲لبش از خنده دندان نما جان تازه می سازد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۱۳فرنگی‌طلعتی کز دین مرا بیگانه می‌سازد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۱۴به داغی عشق کار مردم دیوانه می‌سازد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.