پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۸۶

تن آسانی عنان زندگانی را نمی گیرد

گرانباری زمام کاروانی را نمی گیرد

سبکسیری شود سیلاب را در سنگلاخ افزون

گرانخوابی عنان زندگانی را نمی گیرد

فریب نشأه افیون مخور زنهار در پیری

که جز می نشأه ای جای جوانی را نمی گیرد

به تدبیر از قضای حق میسر نیست جان بردن

سپر پیش بلای آسمانی را نمی گیرد

بخیلان گر کنند استادگی در شکر افشانی

زطوطی هیچ کس شیرین زبانی را نمی گیرد

زبیقدری غباری نیست بر دل پاک گوهر را

کسادی از گهر روشن روانی را نمی گیرد

نمی گردد غبار خط زرفتن حسن را مانع

زبرق ابر سیه آتش عنانی را نمی گیرد

نسازد پرده شرم از عتاب آن شوخ را خامش

که فانوس از چراغ آتش زبانی را نمی گیرد

نپوشد چشم اگر آن سنگدل از دیدن عاشق

خموشی پیش راه همزبانی را نمی گیرد

ندارد خط مشکین رتبه آن لعل جان افزا

سیاهی جای آب زندگانی را نمی گیرد

عرق بی خواست زان رخسار شرم آلود می جوشد

چمن پیرا زشبنم دیده بانی را نمی گیرد

طلای خالص از آتش نبازد رنگ را صائب

بهار از عاشقان رنگ خزانی را نمی گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۸۸فسون صبر در دل‌های پرخون در نمی‌گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۸۹کس از زلف پریشان خونبهای دل نمی گیرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۹۰دل آزاده را هرگز غم عالم نمی‌گیرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۹۱زخونم رنگ آن رخساره گلگون نمی گیرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۹۲چه دارد عالم فانی که استغنا توانم زد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۹۳اگرچه خاکسارم بر جهان پا می توانم زد
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۹۴به خلوت هر که رخت از حلقه جمعیت اندازد
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۹۵جنونی کو که آتش در دل پرشورم اندازد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.