پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۹۴

به خلوت هر که رخت از حلقه جمعیت اندازد

زگرداب خطر خود را به مهد راحت اندازد

کسی را می رسد لاف کرم چون چشمه حیوان

که نقد جان به دامن خضر را در ظلمت اندازد

خطرها باشد از آه ضعیفان سربلندان را

که مویی کاسه فغفور را از قیمت اندازد

گلوی خویش می مالد به تیغ از کوته اندیشی

سپر هر کس که پیش دشمن کم فرصت اندازد

ندارم از غریبی شکوه ای از سازگاریها

مگر یاد وطن گاهی مرا در غربت اندازد

سبک مغزی که از دنیا تن آسانی طمع دارد

به راه سیل بستر بهر خواب راحت اندازد

به تحریک صبا از جا غبارش برنمی خیزد

به خاک تیره هر کس را که خواب غفلت اندازد

از ان از گوشه عزلت نمی آیم برون صائب

که ترسم سایه بر فرقم همای دولت اندازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۹۶شکر در آب گوهر لعل خندان تو اندازد
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۹۷زپا عشاق را آن نرگس مستانه اندازد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۹۸شکوه عقل را بسیاری گفتار کم سازد
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۹۹زخود هر کس که بیرون رفت کی با همرهان سازد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۰۰به رغبت با خم زلفش دل بی‌تاب می‌سازد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۰۱مرا پیمانه کی سیر از شراب ناب می‌سازد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۰۲محبت حسن را سرگرم در بیداد می سازد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۰۳محبت سنگ خارا را ز اهل درد می سازد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.