پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۹۷

زپا عشاق را آن نرگس مستانه اندازد

زهی ساقی که عالم را به یک پیمانه اندازد

نمی گیرد به دندان پشت دست خود سبکدستی

که پیش از سیل رخت خود برون از خانه اندازد

نه ای گر مرد عشق از حلقه عشاق بیرون رو

که آن شمع آتش از پروانه در پروانه اندازد

چو اوراق خزان بلبل به روی یکدیگر ریزد

به هر گلشن که دست آن شاخ گل مستانه اندازد

تو چون بیرون روی از انجمن، شمع گران تمکین

به جان بی نفس خود را برون از خانه اندازد

حجاب عشق تا برجاست از عاشق چه می آید؟

گرفتم خویش را در خلوت جانانه اندازد

درین بحر گران لنگر حبابی می شود واصل

که از سر خرقه خود را سبکروحانه اندازد

گرفتاری عنان از دست بیرون می برد، ورنه

مرا در دام هیهات است حرص دانه اندازد

زخورشید بلند اقبال او صائب عجب دارم

که پرتو بر در و دیوار این ویرانه اندازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۹۹زخود هر کس که بیرون رفت کی با همرهان سازد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۰۰به رغبت با خم زلفش دل بی‌تاب می‌سازد
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۰۱مرا پیمانه کی سیر از شراب ناب می‌سازد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۰۲محبت حسن را سرگرم در بیداد می سازد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۰۳محبت سنگ خارا را ز اهل درد می سازد
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۰۴چها تا با هوسناکان کند رخسار گلرنگش
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۰۵جمالت دیده ها را مطلع انوار می سازد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۰۶چراغ حسن را دامان خط مستور می‌سازد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.