پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۹۸

شکوه عقل را بسیاری گفتار کم سازد

دو لب را در نظرها خامشی تیغ دودم سازد

شود آگاه از اسرار سر پوشیده عالم

زمهر خامشی هر کس مهیا جام جم سازد

چو شاهین سر مپیچ از راستی تا محترم گردی

که میزان را سبک در چشم مردم سنگ کم سازد

از ان شد از دم شمشیر راه عشق نازکتر

که هر کس پا برون از راه بگذارد قلم سازد

من این مژگان خونریزی کزان خوش چشم می بینم

علم را چرب از خون غزالان حرم سازد

زنقص عشق زاهد سر به دنبال خرد دارد

وگرنه خضر هیهات است با نقش قدم سازد

نفس چون گردباد آن روز سازد راست صاحبدل

که مشت خاک خود را گرد صحرای عدم سازد

چنین گر فکر دنیا خلق را خواهد فرو بردن

به اندک روزی از قارون زمین را محتشم سازد

زچشم شور، صائب دوربینی می جهد سالم

که در دارالقمار زندگی با نقش کم سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۰۰به رغبت با خم زلفش دل بی‌تاب می‌سازد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۰۱مرا پیمانه کی سیر از شراب ناب می‌سازد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۰۲محبت حسن را سرگرم در بیداد می سازد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۰۳محبت سنگ خارا را ز اهل درد می سازد
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۰۴چها تا با هوسناکان کند رخسار گلرنگش
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۰۵جمالت دیده ها را مطلع انوار می سازد
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۰۶چراغ حسن را دامان خط مستور می‌سازد
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۰۷نمک داغ مرا چون مرهم کافور می‌سازد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.