پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۷

می کشد هر لحظه بزم تازه ای بر روی ما

داغ دارد جام جم را کاسه زانوی ما

سایه زخم دورباش از وحشت ما می خورد

جوهر شمشیر داند سبزه را آهوی ما

می پرد شم حباب ما همان از تشنگی

گرچه پیوسته است با دریای رحمت، جوی ما

می توان بر خاک خون آلود ما کردن نماز

آب شمشیر شهادت داده شست و شوی ما

گرچه در مصر فراموشی مقید مانده ایم

می رسد چون جامه یوسف به کنعان بوی ما

آن که از پهلوی چرب ما چراغش نور یافت

می کند پهلو تهی امروز از پهلوی ما

غنچه دلگیر ما را برگ شکرخند نیست

ای نسیم عافیت، شبگیر کن از کوی ما

تازه دارد چهره خود را به آب تیغ کوه

داغ دارد باغبان را لاله خودروی ما

بلبل ما از گرفتاری ندارد شکوه ای

خنده گل می کند چاک قفس بر روی ما

ناله جغدست در گوشش نوای عندلیب

هر که صائب آشنا گردد به گفت و گوی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۹ای دل بیدار را از چشم مستت خواب‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۰ای ز مژگان تو در چشم گلستان خارها
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۱ای زبون در حلقه زنجیر زلفت شیرها
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۲ای ترا در سینه هر ذره پنهان رازها
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۳ای ره خوابیده را از نقش پایت بال‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۴تا ز چشم شوخ او در گردش آمد جام‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۵پخته می‌گردند از سودای زلفش خام‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۶ای در آتش از گل روی تو نعل لاله‌ها
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.