پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۵

پخته می‌گردند از سودای زلفش خام‌ها

این ره باریک، رهرو را دهد اندام‌ها

این غزالی را که من صیاد او گردیده‌ام

چشم حسرت می‌شود در رهگذارش دام‌ها

قاصد بی‌رحم اگر از خود نسازد حرف را

می‌برد چون بوسه دل، شیرینی پیغام‌ها

فتنه چشم تو تا بیدار شد از خواب ناز

در شکر شد خواب شیرین تلخ بر بادام‌ها

دیده چون دستار کن از گریه کز چشم سفید

کعبه دیدار دارد جامه احرام‌ها

چون گره بگشایی از مو، شام گردد صبح‌ها

پرده چون بگشایی از رو، صبح گردد شام‌ها

تا گذشت از بوستان مستانه سرو قامتت

بر گلوی قمریان شد طوق، خط جام‌ها

کار مزدوران بود خدمت به امید نوال

مخلصان را نیست صائب چشم بر انعام‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۷سر نمی‌پیچند از تیغ اجل دیوانه‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۸متصل گردد فلک را بر یک آیین آسیا
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۹در بهاران از چمن ای باغبان بیرون میا
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۰مشو از نفس ایمن تا توانی آرمید آنجا
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۱به قدر رم ازین عالم، توانی آرمید آنجا
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۲مرو چون غافلان ای طالب منزل به خواب اینجا
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۳نه هر کس سر برون با تیغ و خنجر می برد اینجا
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۴کدامین برق جولان گوشه ابرو نمود اینجا؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.