پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۹

ای دل بیدار را از چشم مستت خواب‌ها

دیده را از پرتو روی تو فتح الباب‌ها

گر چنین روی تو آرد روی دل‌ها را به خود

رفته‌رفته طاق نسیان می‌شود محراب‌ها

هر سبک‌دستی نیارد نغمه از ما واکشید

در شکست خویش می‌کوشند این مضراب‌ها

گرد عصیان رحمت حق را نمی‌آرد به شور

مشرب دریا نگردد تیره از سیلاب‌ها

عاقبت انجم ز روی چرخ می‌ریزد به خاک

چند ماند بر کف آیینه این سیماب‌ها؟

پرتو حسن جهانسوز تو بر مسجد گذشت

زاهدان قالب تهی کردند چون محراب‌ها

عقل معذورست در سرگشتگی زیر فلک

چون برآید مشت خاشاکی ازین گرداب‌ها؟

چون نگردد آب جان‌ها تیره در زندان جسم؟

رنگ می‌گرداند از یک جا ستادن آب‌ها

می به دور افکن که تا بر خویشتن جنبیده‌ایم

خون ما را می‌کند در کوزه این دولاب‌ها

چند صائب شکوه دل را به مسجدها برم؟

از دم گرم من آتشخانه شد محراب‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۱ای زبون در حلقه زنجیر زلفت شیرها
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲ای ترا در سینه هر ذره پنهان رازها
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳ای ره خوابیده را از نقش پایت بال‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۴تا ز چشم شوخ او در گردش آمد جام‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۵پخته می‌گردند از سودای زلفش خام‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۶ای در آتش از گل روی تو نعل لاله‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷سر نمی‌پیچند از تیغ اجل دیوانه‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۸متصل گردد فلک را بر یک آیین آسیا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.