پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۰

ای ز مژگان تو در چشم گلستان خارها

گل ز سودای رخت افتاده در بازارها

هر سحرگه کیمیای سرخ رویی می زند

آفتاب رحمت عام تو بر دیوارها

اهل تقوی هر سحر در قلزم خون می کشند

همچو صبح از دستبرد غمزه ات دستارها

کمترین بازی درین میدان بود سر باختن

در کف طفلان چو چوگان است اینجا دارها

چشم پر کار تو از اهل سلامت می کشد

نغمه اقرارها از پرده انکارها

تا نیارد بخیه راز ترا بر روی کار

چرخ دارد از کواکب بر دهن مسمارها

چار بازار عناصر پر مکرر گشته است

وقت آن آمد که برچینند این بازارها

خاکساران غافل از احوال عالم نیستند

در بغل آیینه ها دارند این دیوارها

ما نه مرد گفتگوی عشق بودیم از ازل

جست برقی، آب شد مهر لب گفتارها

گر چنین عشق حقیقی بر تو پرتو افکند

خط کشد فکر تو صائب بر سر گفتارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۲ای ترا در سینه هر ذره پنهان رازها
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۳ای ره خوابیده را از نقش پایت بال‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۴تا ز چشم شوخ او در گردش آمد جام‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۵پخته می‌گردند از سودای زلفش خام‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۶ای در آتش از گل روی تو نعل لاله‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۷سر نمی‌پیچند از تیغ اجل دیوانه‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۸متصل گردد فلک را بر یک آیین آسیا
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۹در بهاران از چمن ای باغبان بیرون میا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.