پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۸۵

خانه‌ای کز نور حسن او مصفا می‌شود

حلقه بیرون در محو تماشا می‌شود

هر طلسمی را به نام باددستی بسته‌اند

چشم یعقوب از نسیم پیرهن وامی‌شود

شرط قطع وادی هستی مجرد گشتن است

زور می‌آرد به ره رهرو چو تنها می‌شود

می‌زند غیرت نمک بر دیده خونبار من

در سر هرکس که شور عشق پیدا می‌شود

چون نگرداند رخ از تیغ شهادت مرده‌دل؟

زشت با آیینه چون شد چهره، رسوا می‌شود

خودنمایی کار ما را در گره انداخته است

قطره چون برداشت دست از خویش دریا می‌شود

صد تماشا هست در پوشیدن چشم از جهان

وای بر چشمی که غافل زین تماشا می‌شود

می‌زند خود را به ساحل، بازمی‌گردد به بحر

از محیط عشق هر موجی که پیدا می‌شود

می‌فتد در رشته جان صد گره از پیچ و تاب

صائب از زلف سخن تا یک گره وامی‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۸۷گر به این دستور قد یار رعنا می‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۸۸آن لب رنگین‌سخن بی‌خواست گویا می‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۸۹عشقبازان را طرف بسیار پیدا می شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۹۰کی به ناخن از دل غمگین گره وا می شود؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۹۱محنت امروز، فردا جمله راحت می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۹۲زر و بال منعمان روز قیامت می‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۹۳هر که را غمخوار گردی غمگسارت می شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۹۴بعد عمری گر وصال او میسر می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.