پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۹۰

کی به ناخن از دل غمگین گره وا می شود؟

دست چون افتاد از کار این گره وا می شود

بر گشاد دل بود موقوف هر مشکل که هست

این گره چون باز شد چندین گره وا می شود

گفتگوی عشق با افسردگان بی حاصل است

کی ز خون مرده از تلقین گره وا می شود؟

عشقبازان گر به آه آتشین زورآورند

دلبران را از دل سنگین گره وا می شود

رشته عمرم ز پیچ و تاب می گردد گره

تا مرا زان جبهه پرچین گره وا می شود

در گشاد دل نفس بیهوده می سوزد نسیم

چون سپند از آتش آخر این گره وا می شود

قرب زر چون سکه نگشاید ز ابرویش گره

هر که را از چهره زرین گره وا می شود

هیچ تحسینی سخن را نیست چون فهمیدگی

از دل ما کی به هر تحسین گره وا می شود

غنچه خسبی فیضها دارد درین بستانسرا

صدهزاران عقده صائب زین گره وا می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۹۲زر و بال منعمان روز قیامت می‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۹۳هر که را غمخوار گردی غمگسارت می شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۹۴بعد عمری گر وصال او میسر می‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۹۵زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۹۶زان رخ گلگون عرق یاقوت احمر می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۹۷سبزه زنگار در تیغ تو جوهر می‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۹۸گر شکر در جام ریزم زهر قاتل می‌شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۹۹جان بی‌مغزان به خاک تیره واصل می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.