پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۳۴

روح را در تنگنای جسم کی شادی بود؟

مرغ دام افتاده را شادی در آزادی بود

راحت منزل نگردد سنگ راهش همچو سیل

شوق هر کس را که در راه طلب هادی بود

سالکان را سرمه آه و فغان باشد وصول

تا نپیوندد به دریا سیل فریادی بود

دلربایی حسن را در پرده شرم است بیش

چشم خواباندن به ظاهر شرط صیادی بود

شد به آزادی علم تا رفت در گل پای سرو

یک قدم راه از گرفتاری به آزادی بود

فکر عقبی نیست صائب در دل دنیاپرست

جغد را ویران گواراتر زآبادی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۳۶چند دستم شانه زلف پریشانی بود؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۳۷یاد ایامی که گلچین در گلستانت نبود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۳۸پیش ازین حسن مجرد تشنه زیور نبود
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۳۹هر دلی را طره جانان نمی گیرد به خود
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۴۰حسرت اوقات غفلت چون زدل بیرون رود؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۴۱صورت شیرین اگر از لوح خارا می‌رود
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۴۲کی ز سیل گرم‌رو بر روی صحرا می‌رود؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۴۳چون خرامان از نظر آن سرو قامت می رود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.