پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۳۸

پیش ازین حسن مجرد تشنه زیور نبود

چشم دریا در خمار شبنم گوهر نبود

بلبل ما هر زمان بر شاخساری می نشست

بیضه افلاک ما را زیر بال و پر نبود

در گلستانی که ما گلبانگ عشرت می زدیم

زهره فریاد کردن حلقه را بر در نبود

خط او این نقش زد بر آب، ورنه پیش ازین

پرده دار آتش یاقوت خاکستر نبود

رفته رفته آب شد آیینه از تاب رخش

چون نگردد آب، آخر سد اسکندر نبود

خاطری از موی سر آشفته تر می خواستند

پیش ازین دیوانگی تنها به موی سر نبود

تنگدستی قسمت صاحبدلان امروز نیست

غنچه این باغ را در جیب هرگز زر نبود

در صدف تا داشت صائب گوهرم آرامگاه

کوه غم بر خاطرم از سنگ بد گوهر نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۴۰حسرت اوقات غفلت چون زدل بیرون رود؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۴۱صورت شیرین اگر از لوح خارا می‌رود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۴۲کی ز سیل گرم‌رو بر روی صحرا می‌رود؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۴۳چون خرامان از نظر آن سرو قامت می رود
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۴۴می کند یادش دل بیتاب و از خود می رود
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۴۵مفلس از بزم شراب ما توانگر می‌رود
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۴۶از نظر یک دم که آن شکل و شمایل می‌رود
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۴۷چون رخ از می بر فروزی آب گلشن می رود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.