پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۴۲

کی ز سیل گرم‌رو بر روی صحرا می‌رود؟

آنچه از مژگان تر بر چهرهٔ ما می‌رود

عشق را در کشور ما آبروی دیگرست

یوسف اینجا بر سر راه زلیخا می‌رود

بر امید وعده شب در میان زلف او

روزگاری شد که روز از کیسه ما می‌رود

رفتی و از بدگمانی‌های عشق دوربین

تا تو می‌آیی به مجلس دل به صد جا می‌رود

بیشتر ارباب دنیا زر به منعم می‌دهند

آب این بی‌حاصلان یکسر به دریا می‌رود

سرو مشرب در زمین هند بالا می‌کشد

آب می‌آید به این گلزار و صهبا می‌رود

کی نهد صائب قدم بر دیده گریان من؟

آن که از رنگ حنایش خار در پا می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۴۴می کند یادش دل بیتاب و از خود می رود
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۴۵مفلس از بزم شراب ما توانگر می‌رود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۴۶از نظر یک دم که آن شکل و شمایل می‌رود
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۴۷چون رخ از می بر فروزی آب گلشن می رود
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۴۸در چمن چون حرف آن بالای موزون می‌رود
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۴۹در بیابان خار اگر در پای مجنون می‌رود
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۵۰دل ز بی برگی جگردارانه در خون می رود
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۵۱هر کجا حرف شراب ارغوانی می رود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.