پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۵۰

دل ز بی برگی جگردارانه در خون می رود

تیغ از عریان تنی مردانه در خون می رود

گردبادش جلوه فواره خون می کند

در بیابانی که این دیوانه در خون می رود

می شود اسباب راحت مایه آزار من

خوابم از رنگینی افسانه در خون می رود

طالع خوش قسمتی دارم که در بزم بهشت

گر به کوثر می زنم پیمانه در خون می رود

می کند دیوانه در سنگ ملامت سیر گل

در بر و آغوش گل، فرزانه در خون می رود

می شود شیرین به امید گهر دریای تلخ

جان به ذوق صحبت جانانه در خون می رود

بس که زلف اوست از دلهای خونین مایه دار

باد در خون می نشیند، شانه در خون می رود

از رعونت می شود خون هواجویان هدر

شاخ گل از جلوه مستانه در خون می رود

همچو داغ لاله مادر خون حصاری گشته ایم

هر که می آید به این ویرانه در خون می رود

می کند از سایه آن جامه گلگون احتراز

گرچه از جرأت دل دیوانه در خون می رود

تازه می گردد چو داغ لاله صائب داغ من

هر که را بینم جگردارانه در خون می رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۵۲شورش عشقم ز تدبیر نصیحتگر فزود
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۵۳دستگاه شور من از دامن هامون فزود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۵۴چون اثر نگذاشت ازمن غم ز غمخواری چه سود؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۵۵در سخن گفتن خطای جاهلان پیدا شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۵۶در دل هرکس که ذوق جستجو پیدا شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۵۷هر که پیوندد به اهل دل، به جان بینا شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۵۸دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۵۹سرکشی ازطاق ابروی بتان پیدا شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.