پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۴۰

حسرت اوقات غفلت چون زدل بیرون رود؟

داغ فرزندست فوت وقت، از دل چون رود؟

چون کسی سالم برون از ورطه گردون رود؟

از شکار جرگه صید خسته بیرون چون رود؟

فیض یکرنگی تماشا کن که گر سنگین دلی

رگ گشاید تاک را، از دست ساقی خون رود

فکر دنیا هر که را سر در گریبان غوطه داد

زود باشد در ضمیر خاک چون قارون رود

چشمه کوثر دهان را غنچه سازد از حباب

بر لب کوثر اگر با آن لب میگون رود

زخم من از رشته مریم نگردد بخیه گیر

تا به گردن سوزن عیسی چرا در خون رود؟

بر سر آب آورد قصر صدف را چون حباب

سیل اشگم گر به این شورش سوی جیحون رود

تا به گنج شایگان خم تواند راه برد

چون سبو باید که خون از چشم افلاطون رود

آه من کی عرض حال خود به گردون می کند؟

پست فطرت وقت حاجت بر در هر دون رود

فکر صائب چون شکر رزی کند، کلک بلند

در شکر تا سینه از شیرینی مضمون رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۴۲کی ز سیل گرم‌رو بر روی صحرا می‌رود؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۴۳چون خرامان از نظر آن سرو قامت می رود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۴۴می کند یادش دل بیتاب و از خود می رود
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۴۵مفلس از بزم شراب ما توانگر می‌رود
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۴۶از نظر یک دم که آن شکل و شمایل می‌رود
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۴۷چون رخ از می بر فروزی آب گلشن می رود
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۴۸در چمن چون حرف آن بالای موزون می‌رود
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۴۹در بیابان خار اگر در پای مجنون می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.