پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰۱

به غم نشاط من خاکسار نزدیک است

خزان من چو حنا با بهار نزدیک است

یکی است چشم فرو بستن و گشادن من

به مرگ، زندگیم چون شرار نزدیک است

به چشم کم منگر جسم خاکسار مرا

که این غبار به دامان یار نزدیک است

چه غم ز دوری راه است بیقراران را؟

به موجهای سبکرو کنار نزدیک است

به آفتاب رسید از کنار گل شبنم

به وصل، دیده شب زنده دار نزدیک است

ز یاسمین تو بوی بنفشه می شنوم

مگر دمیدن خط زان عذار نزدیک است؟

شود به دور خط امید وصل روزافزون

به صبحدم شب فصل بهار نزدیک است

به خون من مشو آلوده کز کهنسالی

به سوختن جگرم چون چنار نزدیک است

چو سوخت تشنه لبی دانه مرا صائب

چه سود ازین که به من نوبهار نزدیک است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۰۳حضور سوخته عشق در دل تنگ است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۰۴گرهگشای دل تنگ نغمه چنگ است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۰۵جهان به راه شناسان دیده ور تنگ است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۰۶به آه برق عنان من آسمان تنگ است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۰۷دل رمیده ما را صدای پا سنگ است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۰۸نصیب اهل دل از چرخ بدگهر سنگ است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۰۹همیشه دیده سوزن ازان به دنبال است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۱۰سرود مجلس ما جوش مستی ازل است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.