پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۵۳

اگر ز عالم تسلیم گوشه ای داری

بهشت و طوبی و حوران خوش لقا اینجاست

بهار در دل هر غنچه عالمی دارد

ترا خیال که عالم همین و جا اینجاست

اگر تو سر به گریبان خود بری چو گره

گرهگشای تو با روی دلگشا اینجاست

در آن جهان نتوان یافتن سعادت عشق

سری برآر ز خود، سایه هما اینجاست

چه چشم، کز تو به هر جا نظر کند عاشق

کند خیال که حسن ترا حیا اینجاست

کشیده دار درین دشت پر فریب، عنان

که صد هزار سراب غلط نما اینجاست

چه احتیاج دلیل است بوی یوسف را؟

نسیم پیرهن و بوی آشنا اینجاست

دوای درد طلب نیست در جهان صائب

ترا خیال که این درد را دوا اینجاست

ز کوی عشق به جنت روی، بلا اینجاست

ره صواب ندانسته ای، خطا اینجاست

توان ز خدمت پیر مغان جوانی یافت

نهان مکن مس خود را که کیمیا اینجاست

اگر ز خویش برون خواهی آمدن روزی

قدم به راه نه اکنون که رهنما اینجاست

ز بر نیامدن مدعا مباش غمین

چه مدعا به جز از ترک مدعا اینجاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۵۵شکستگی دل از دیده ترم پیداست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۵۶عتاب و لطف ز ابروی گلرخان پیداست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۵۷خط نرسته ازان لعل آتشین پیداست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۵۸حضور دل نبود با عبادتی که مراست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۵۹پرستشی که مدام است می پرستی ماست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۶۰ترا که عالم آیینه عالم آب است
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۶۱به چشم خفته شکرخواب اگر چه مهتاب است
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۶۲غبار هستی ما پرده دار سیلاب است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.