پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۳۴

هر که باریک شد از فکر، توانایی یافت

هر که افتاد ز پا، پنجه گیرایی یافت

بی تعلق گذر از عالم (و) جاویدان باش

هر که چون مهر بدر رفت مسیحایی یافت (کذا)

دیده مگشای که در بحر پر آشوب جهان

هر که پوشید نظر گوهر بینایی یافت

هند را چون نستایم، که درین خاک سیاه

شعله شهرت من جامه رعنایی یافت

حق نه آن است که عاشق نبود بر مرکز

هر که آراسته گردید تماشایی یافت

چون نسوزد جگر از داغ ندامت صائب؟

کآنچه می جست دلم، لاله صحرایی یافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۳۶اوست سرور که کلاه و کمر از یادش رفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۳۷هر که آمد به جهان دست به دامان زد و رفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۳۸از هوس گر تو به دنبال هواخواهی رفت
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۳۹ناز بیماری ازان چشم گرانخواب گرفت
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۴۰پرده از راز من گوشه نشین ساز گرفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۴۱بر روی تو صفا از خط شبرنگ گرفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۴۲لب لعل تو ز خون دل من جام گرفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۴۳هر که از اهل جهان گوشه عزلت نگرفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.