پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۴۱

بر روی تو صفا از خط شبرنگ گرفت

آخر این آینه خوش صیقلی از رنگ گرفت

مرغ دل با قفس سینه به پرواز آمد

باز این مطرب تر دست چه آهنگ گرفت؟

گشت از سلسله عمر ابد کامروا

هر که دامان سر زلف تو در چنگ گرفت

سبز شد ناخن تدبیر و نمی گردد صاف

از نم اشک که آیینه من زنگ گرفت؟

ورق بال مرا صفحه مسطر زده کرد

بس که بر بلبل من کار قفس تنگ گرفت

نه همین چهره صائب ز تو خونین جگرست

هر که آمد به تماشای تو این رنگ گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۴۳هر که از اهل جهان گوشه عزلت نگرفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۴۴خیال آب مرا در سراب‌ها انداخت
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۴۵که این نمک ز تبسم در آتشم انداخت؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۴۶بنفشه پیش خطت قفل بر زبان انداخت
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۴۷ز شرم در حرم وصل جان محرم سوخت
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۴۸عبیر زلف به جیب صبا نباید ریخت
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۴۹فروغ روی تو برقی به خرمن گل ریخت
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۵۰بتان که صید به نیرنگ می‌نمایندت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.