پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۴۰

پرده از راز من گوشه نشین ساز گرفت

برق در خرمنم از شعله آواز گرفت

بوی گل را نتوان در گره شبنم بست

به خموشی نتوان دامن این راز گرفت

شد صفای لب میگون تو بیش از خط سبز

باده حسن دگر از شیشه شیراز گرفت

مکن ای شمع نهان چهره ز پروانه من

که ز خاکسترم این آینه پرداز گرفت

زان خم زلف برآوردن دل دشوارست

نتوان طعمه ز سر پنجه شهباز گرفت

سرمه در حجت ناطق ننماید تأثیر

نتوان نکته بر آن چشم سخن ساز گرفت

هر که دانست سرانجام حیات است فنا

چون شرر دامن انجام در آغاز گرفت

به تماشای گل و لاله کجا پردازد؟

آن که آیینه ز مشاطه به صد ناز گرفت

گرچه هر گوشه ترا هست نظر باز دگر

نظر لطف ز صائب نتوان باز گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۴۲لب لعل تو ز خون دل من جام گرفت
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۴۳هر که از اهل جهان گوشه عزلت نگرفت
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۴۴خیال آب مرا در سراب‌ها انداخت
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۴۵که این نمک ز تبسم در آتشم انداخت؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۴۶بنفشه پیش خطت قفل بر زبان انداخت
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۴۷ز شرم در حرم وصل جان محرم سوخت
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۴۸عبیر زلف به جیب صبا نباید ریخت
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۴۹فروغ روی تو برقی به خرمن گل ریخت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.